ترجمه "geographics" به فارسی
جغرافیا, جغرافی, شرح بهترین ترجمه های "geographics" به فارسی هستند.
geographics
noun
study of the earth's surface; includes people's responses to topography and climate and soil and vegetation
-
جغرافیا
nounAnd it was no matter for surprise to discover among these geographers and historians of Pleasure distinguished poets and very excellent writers.
در میان این دانشمندان جغرافیا و تاریخ جماع، شاعران برجسته و نویسندگان بسیار خوب دیده میشدند.
-
جغرافی
nounwhence I cannot but conclude, that our geographers of Europe are in a great error.
از ین نکته ناگزیر چنین استنباط میکنم که جغرافی دان ان ما در اروپا دچار سهوی عظیم اند.
-
شرح
noun -
علم جغرافیا
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " geographics " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "geographics" با ترجمه به فارسی
-
توزيع طبيعي · توزیع جغرافیایی · توزیع گیتاشناختی · رخداد طبيعي
-
عوارض جغرافیایی
-
تقسیم کار جغرافیایی
-
زادگاه · زادگاه جغرافيايي · مبدأ · منشا جغرافيايي
-
محل
-
بانک اطلاعاتی جغرافیایی
-
ازروی جغرافیا · ازلحاظ جغرافیایی · موافق علم جغرافیا
-
جغرافیدانان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن