ترجمه "geography" به فارسی

جغرافیا, گیتاشناسی, جغرافی بهترین ترجمه های "geography" به فارسی هستند.

geography noun دستور زبان

The study of the physical structure and inhabitants of the Earth. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جغرافیا

    noun

    study of physical structure and inhabitants of the Earth [..]

    Magdalena is interested in geography.

    ماگدالنا به جغرافیا علاقه دارد.

  • گیتاشناسی

    noun

    study of physical structure and inhabitants of the Earth

  • جغرافی

    noun

    Now, a lot you will remember this from your geography classes.

    احتمالاً خیلی از شما از کلاسهای جغرافی این رو به یاد می آرین.

  • ترجمه های کمتر

    • گیتا شناسی
    • جغرافيا
    • شرح
    • علم جغرافیا
    • علم زمین نگاری
    • کتاب جغرافی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " geography " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Geography
+ اضافه کردن

"Geography" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Geography در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "geography" با ترجمه به فارسی

  • جغرافیای ایران
  • جغرافیای انسانی
  • جغرافیای جانوری · جغرافیای گیاهی · زياگيتاشناسي · زیستگیتاشناسی · گياهگيتاشناسي · گيتاشناسي جانوري · گیتاشناسی گياهي
  • جغرافیای جانوری · جغرافیای گیاهی · زياگيتاشناسي · زیستگیتاشناسی · گياهگيتاشناسي · گيتاشناسي جانوري · گیتاشناسی گياهي
  • جغرافیای ساحلی
  • جغرافیای سیاسی
  • جغرافیای انسانی
  • جغرافياي فيزيكي · جغرافیای طبیعی · جغرافیای طبیعی (در برابر: جغرافیای اقتصادی و غیره) · فیزیوگرافی
اضافه کردن

ترجمه های "geography" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه