ترجمه "geranium" به فارسی

شمعدانی, ژرانیوم, گل شمعدانی بهترین ترجمه های "geranium" به فارسی هستند.

geranium adjective noun دستور زبان

Any flowering plant of the genus Geranium, the cranesbills, of family Geraniaceae. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شمعدانی

    noun

    I put my glass on the ledge, where a row of her potted geraniums were dripping water.

    عینکم را روی طاقچه گذاشتم، همان جا که یک رج گلدانهای شمعدانی او بودند و آبشان چکه میکرد.

  • ژرانیوم

    taxonomic terms (plants)

  • گل شمعدانی

    noun

    to look at a famous geranium we had, in the parlour window.

    تا گل شمعدانی زیبایی را که در کنار پنجرة ما بود از نزدیک تماشا کند.

  • ترجمه های کمتر

    • (گیاه شناسی) شمعدانی (از تیره ی شمعدانیان Geraniaceae)
    • جنس سوزنچوپانی
    • جنس شمعدانی عطری
    • جنس شمعدانی وحشی
    • شمعدانی عطرى
    • شمعدانی عطری
    • قرمز تند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " geranium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "geranium"

عباراتی شبیه به "geranium" با ترجمه به فارسی

  • (گیاه شناسی) شمعدانی عطری (pelargonium)
  • جنس شمعدانی · شمعدانيهاي باغي · پلارگونیوم
اضافه کردن

ترجمه های "geranium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه