ترجمه "germinate" به فارسی

جوانه زدن, سبز شدن, تندیدن بهترین ترجمه های "germinate" به فارسی هستند.

germinate verb دستور زبان

To sprout or produce buds. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوانه زدن

    verb

    did these cause the ideas of renunciation and solitude to germinate in him?

    در وی افکار قطع علاقه و عزلتگزینی را به جوانه زدن واداشت؟

  • سبز شدن

    verb
  • تندیدن

  • ترجمه های کمتر

    • روئیدن
    • شکفتن
    • رستن
    • آغاز به وجود و رشد کردن
    • استنتاج کردن
    • تنده دار کردن یا شدن
    • رویان شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " germinate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "germinate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "germinate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه