ترجمه "Germinal" به فارسی

ژِرمینال, بدوی, جرثومه ای بهترین ترجمه های "Germinal" به فارسی هستند.

Germinal proper noun دستور زبان

(historical) The seventh month of the French Republican Calendar, from March 20 or 21 to April 20 or 21. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ژِرمینال

    the seventh month of the French Republican Calendar

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Germinal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

germinal adjective دستور زبان

Pertaining or belonging to a germ. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدوی

    adjective
  • جرثومه ای

    adjective
  • زایشی

  • ترجمه های کمتر

    • جنینی
    • تخمی
    • تژه
    • خلاقه
    • زایا
    • نوپا
    • اصلی
    • جرم مانند
    • جوانه زا
    • در مرحله ی اولیه ی رشد جنینی
    • زایگونه ای
    • نطفه ای
    • یاخته زا

عباراتی شبیه به "Germinal" با ترجمه به فارسی

  • تندیدگر · جوانه زن · رویان · زایا · زاینده
  • آغاز به وجود و رشد کردن · استنتاج کردن · تنده دار کردن یا شدن · تندیدن · جوانه زدن · رستن · روئیدن · رویان شدن · سبز شدن · شکفتن
  • زايشپذيري گرده
  • (جانورشناسی) توپچه ی زایشی (هسته ی بزرگ شده ی تخم قبل از مرحله ی تقسیم کاهشی) · آبدانک زایشی
  • رويشپذيري بذر
  • رويش هاگ
  • ظرفيت رويشي بذر
  • مهارکنندههای رویش
اضافه کردن

ترجمه های "Germinal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه