ترجمه "gifted" به فارسی

با استعداد, با ذوق, با هوش بهترین ترجمه های "gifted" به فارسی هستند.

gifted adjective verb دستور زبان

Endowed with special, in particular intellectual, abilities. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • با استعداد

    Gifted students learn more quickly.

    دانشآموزان با استعداد سریعتر یاد میگیرند.

  • با ذوق

  • با هوش

    Brilliantly clever though he was, and in spite of his exceptional artistic gifts, he was too delicate to be a great artist.

    با هوش سرشار و استعدادهای هنری کم نظیر خود، ظریفتر و زودرنجتر از آن بود که بتواند هنرمند بزرگی باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • تیز هوش
    • خوش قریحه
    • پر استعداد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gifted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gifted" با ترجمه به فارسی

  • احسان · اختیار · ارزانی داشتن · ارمغان چشم روشنی · استعداد · استعداد طبیعی · بخشش · بخشیدن · حیطه · داشن · درون داشت · ذوق · ره آورد · ره اورد · رونما · سوغات · صدقه · عطا کردن · عطیه · قدرت · قدرت دادن · قریحه · موهبت · نعمت · هبه · هبه کردن · هديه · هدیه · هدیه دادن · هدیه کردن · هیده · وکالت دادن · پیشکش · پیشکش کردن · پیشکشی · چشم روشنی · کادو · گلوند · ید
  • (هدیه ای را) بسته بندی کردن · در کاغذ رنگی و روبان پیچیدن
  • سند اعطا
  • اسب پیشکش دندانش را نمی شمرند · دندون اسب پیشکشی رو نمیشمرند.
  • (آمریکا ) حواله ی هدیه (به جای خرید هدیه حواله ی آن را می خرند و به دیگری هدیه می کنند تا خودش برود و به سلیقه خود هر چه راخواست تا مبلغ معینی بخرد) · کوپن هدیه
  • بشردوستی · نوع پرستی
  • فروشگاه اشیای کادویی
  • جعبه ی کادو
اضافه کردن

ترجمه های "gifted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه