ترجمه "gill" به فارسی

آبشش, دختر, برانشی بهترین ترجمه های "gill" به فارسی هستند.

gill verb noun دستور زبان

(animal anatomy) A breathing organ of fish and other aquatic animals. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبشش

    breathing organ of fish [..]

    I'm not gonna grow a fish tail or gills or anything like that, am I?

    من که قرار نيست يه دم دربيارم يا آبشش يا يه چيزي مثل اين ، مگه نه ؟

  • دختر

    noun
  • برانشی

  • ترجمه های کمتر

    • جویبار
    • غبغب
    • نهر
    • دربند
    • زن
    • (انگلیسی) دره ی پردرخت
    • (جمع) گوشت قرمزی که زیر نوک برخی پرندگان قرار دارد
    • (قدیمی) دختر
    • (مکانیک) پره ی رادیاتور
    • (گیاه شناسی - هریک ازتیغه های پره مانندی که زیرکلاهک قارچ قرار دارد و مثل میله های چتر پوسته ی کلاهک را نگه می دارند) تیغه ی قارچ
    • آبگذر جنگلی
    • معشوقه (Gill هم می نویسند)
    • گوشت زیرچانه
    • گیل (واحد اندازه گیری آبگونه ها معادل یک چهارم پاینت و یا - اونس و یا 3811/0 لیتر)
    • گیل (یکا)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gill " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gill noun proper دستور زبان

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Gill" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gill در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "gill"

عباراتی شبیه به "gill" با ترجمه به فارسی

  • ژیل دلوز
  • (آمریکا) تور ماهیگیری (که به طور عمودی مثل دیواره در آب قرار می دهند و پره یا آبشش ماهی ها در شبکه های آن گیر می کند) · توردیواره ای
  • (جانور شناسی) شکاف آبشش · شکاف برانشی
  • آبششها
  • (گیاه شناسی) قارچ آبششی (تیره ی Agaricaceae)
اضافه کردن

ترجمه های "gill" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه