ترجمه "gilding" به فارسی

آب طلا, اکلیل, اکلیل کاری بهترین ترجمه های "gilding" به فارسی هستند.

gilding noun verb دستور زبان

Present participle of gild. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آب طلا

    for the sign painter's boy had GILDED it!

    چون شاگرد تابلوکش، روی آن را آب طلا داده بود!

  • اکلیل

  • اکلیل کاری

  • ترجمه های کمتر

    • تذهیب
    • زراندود سازی
    • زرق و برق
    • زرپوش (کردن)
    • طلا کاری
    • ظاهر پر زرق و برق و فریبنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gilding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gilding" با ترجمه به فارسی

  • (با دادن جلا و رنگ و آب چیزی را) پرارزش تر وانمود کردن · آب طلا زدن · انجمن · اکلیل زدن · با لایه ای از طلا پوشاندن · تذهیب کردن · درخشان و جذاب کردن · رجوع شود به guild · رسته · زراندود کردن · زرنگار کردن · زرکوب کردن · صنف · طلایی رنگ کردن · مطلا کردن · مطلاکردن · پر زرق و برق کردن
  • طلایی رنگ · مطلا
اضافه کردن

ترجمه های "gilding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه