ترجمه "gilded" به فارسی

طلایی رنگ, مطلا بهترین ترجمه های "gilded" به فارسی هستند.

gilded adjective verb

Simple past tense and past participle of gild. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طلایی رنگ

    adjective

    Above the floating mist Florentino Ariza saw the dome of the Cathedral, gilded by the first light of dawn

    فلورنتینو آریثا از میان مه روی دریا، گنبد کلیسای جامع را دید که با اولین شعاعهای خورشید، طلایی رنگ شده بود.

  • مطلا

    adjective

    for the cavern's air was as dry as dust, and his hauberk was gilded.

    چه، هوای مغ اره خشک خشک بود و زره او مطلا.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gilded " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gilded" با ترجمه به فارسی

  • (با دادن جلا و رنگ و آب چیزی را) پرارزش تر وانمود کردن · آب طلا زدن · انجمن · اکلیل زدن · با لایه ای از طلا پوشاندن · تذهیب کردن · درخشان و جذاب کردن · رجوع شود به guild · رسته · زراندود کردن · زرنگار کردن · زرکوب کردن · صنف · طلایی رنگ کردن · مطلا کردن · مطلاکردن · پر زرق و برق کردن
  • آب طلا · اکلیل · اکلیل کاری · تذهیب · زراندود سازی · زرق و برق · زرپوش (کردن) · طلا کاری · ظاهر پر زرق و برق و فریبنده
اضافه کردن

ترجمه های "gilded" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه