ترجمه "gild" به فارسی

مطلاکردن, صنف, رسته بهترین ترجمه های "gild" به فارسی هستند.

gild verb noun دستور زبان

(transitive) To cover with a thin layer of gold; to cover with gold leaf. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مطلاکردن

  • صنف

    noun
  • رسته

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • انجمن
    • (با دادن جلا و رنگ و آب چیزی را) پرارزش تر وانمود کردن
    • آب طلا زدن
    • اکلیل زدن
    • با لایه ای از طلا پوشاندن
    • تذهیب کردن
    • درخشان و جذاب کردن
    • رجوع شود به guild
    • زراندود کردن
    • زرنگار کردن
    • زرکوب کردن
    • طلایی رنگ کردن
    • مطلا کردن
    • پر زرق و برق کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gild " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gild" با ترجمه به فارسی

  • آب طلا · اکلیل · اکلیل کاری · تذهیب · زراندود سازی · زرق و برق · زرپوش (کردن) · طلا کاری · ظاهر پر زرق و برق و فریبنده
  • طلایی رنگ · مطلا
اضافه کردن

ترجمه های "gild" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه