ترجمه "girt" به فارسی

با تنگ محکم کردن, تنگ بستن, دور کمر را اندازه گرفتن بهترین ترجمه های "girt" به فارسی هستند.

girt adjective verb noun دستور زبان

A horizontal structural member of post and beam architecture, typically attached to bridge two or more vertical members such as corner posts. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • با تنگ محکم کردن

  • تنگ بستن

  • دور کمر را اندازه گرفتن

  • رجوع شود به gird و girdle

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " girt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "girt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه