ترجمه "girth" به فارسی

محیط, تنگ, ابعاد بهترین ترجمه های "girth" به فارسی هستند.

girth verb noun دستور زبان

The distance measured around an object. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محیط

    noun
  • تنگ

    adjective noun

    that his joy was like to burst his horse girths.

    که از نوک سر تا تنگ اسبش از شوق به تکان آمده بود.

  • ابعاد

    noun

    Not the girth, not the length, but same style.

    البته ابعاد و سايزش دقيقا مثل هم نيست اما همين استايلُ داره

  • ترجمه های کمتر

    • پیرامون
    • احاطه کردن
    • تنگ اسب و الاغ
    • تنگ بستن
    • تنگ بستن به
    • دور تنه ی درخت
    • دور کمر
    • قطر شکم
    • محکم بستن
    • کمر بند بستن به
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " girth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "girth"

اضافه کردن

ترجمه های "girth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه