ترجمه "given" به فارسی
معلوم, داده, معین بهترین ترجمه های "given" به فارسی هستند.
given
adjective
noun
verb
adposition
دستور زبان
Past participle of give [..]
-
معلوم
adjectiveThe shooting lessons I've given you in the country have not been thrown away.
معلوم میشود درسهایی که افتخار داشتم در ده به شما بدهم، به هدر نرفته است.
-
داده
nounI've given you more time than this nonsense deserves.
بيشتر از چيزي که سزاوارش بودي بهت وقت دادم.
-
معین
adjectiveThe legal right to fish in a given area at a given time
حقوق قانونی ماهیگیری در ناحیه و زمانی معین
-
ترجمه های کمتر
- مشخص
- مفروض
- معتاد
- با توجه به
- تحت
- مسلم
- مبتلا
- مذکور
- متمایل
- (اسم مفعول فعل : give)
- اذعان شده
- اعلام شده
- با فرض
- تعیین شده
- تقدیم شده
- عادت کرده
- منتشر شده از سوی
- هدیه شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " given " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "given" با ترجمه به فارسی
-
اسم اول · اسم مادرزادی · نام · نام نخست
-
برازنده · به موقع · خداداد · خوشایند · مناسب
-
از آنجایی که
-
نام ترکیبی
-
نام کوچک مردانه
-
نامهای زنانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن