ترجمه "giving" به فارسی
استعداد, خوش قیافه, داده بهترین ترجمه های "giving" به فارسی هستند.
giving
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of give. [..]
-
استعداد
noun"Don't give us any of that self-actualization stuff.
"این مزخرفات را درباره ی استعداد و علاقه تحویل ما نده.
-
خوش قیافه
adjective -
داده
nounHe showed kindness by giving me a piece of advice.
او محبتش را با نصیحتی به من نشان داد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " giving " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "giving" با ترجمه به فارسی
-
(در اثر فشار یا وزن) خم شدن · - کردن · dådan · dādan · ابراز داشتن · ابلاغ کردن · اختصاص دادن · ارائه دادن · اهدا کردن · تسلیم شدن · تسلیم کردن · تقدیم کردن · جهندگی · جهندگی داشتن · حالت ارتجاعی · حالت فنری · حالت فنری داشتن · خاصیت ارتجاعی داشتن · دادن · دادَن · راه داشتن به · رساندن · سرایت دادن · سپردن · شکم دادن · فدا کردن · فرو ریختن · منتهی شدن به · هدیه دادن · واگذار کردن · کمک کردن
-
لذت دادن
-
دنبال کردن
-
اخطار کردن · اطلاع دادن · امکان داشتن · توصیه دادن · زندان کردن · قدرت داشتن · قیمت کردن · نصیحت کردن · پند دادن
-
تحويل دادن · زاییدن · وضع حمل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن