ترجمه "gl" به فارسی
حلبی, پرانضباط, ارتشی بهترین ترجمه های "gl" به فارسی هستند.
gl
-
حلبی
-
پرانضباط
-
ارتشی
-
ترجمه های کمتر
- (در اصل) ورقه ی آهن آبکاری شده
- (عامیانه) سرباز
- (عامیانه) نظامی
- (قبل از آمدن افسر ارشد یا بازرس) رفت و روب کردن
- ساز و برگ نظامیان (به ویژه پوشاک)
- سخت گیر
- سرباز وظیفه
- نظافت کردن
- وابسته به افسران بازنشسته
- وابسته به نظامیان سابق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gl " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gl
abbreviation
دستور زبان
the prefix of catalog entries in the Gliese star catalog, for initial catalog [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Gl" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gl در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
GL
abbreviation
دستور زبان
Misspelling of [i]Gl[/i]., the prefix for Gliese catalog of nearby stars
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"GL" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای GL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن