ترجمه "glacial" به فارسی
یخبندان, سرد, یخرودی بهترین ترجمه های "glacial" به فارسی هستند.
glacial
adjective
noun
دستور زبان
having the appearance of ice [..]
-
یخبندان
With each glacial period, the ice sheets grow at the expense of the oceans;
با هر دوره یخبندان ، یخها با مصرف آب اقیانوسها رشد میکردند
-
سرد
adjectivethe silence was glacial and profound
صدای نفس کشیدنی هم نبود، سکوت در آن سرد و عمیق بود
-
یخرودی
-
ترجمه های کمتر
- منجمد
- (شیمی) دارای ظاهری یخ مانند
- (مثل حرکت یخرود) آهسته
- خیلی یواش
- سرد و غیر دوستانه
- هر اسیدی که در حرارت زیر c02 متبلور می شود (مانند اسید استیک خالص)
- وابسته به دوران یخرودی
- وابسته به یخرود
- یخ دورانی
- یخ سان
- یخ مانند
- یخرفت مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glacial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Glacial
proper
Of the Pleistocene period dominated by the presence of glaciers.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Glacial" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Glacial در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "glacial" با ترجمه به فارسی
-
آخرین عصر یخبندان
-
(زمین شناسی) دوران یخبندان · آخرین دوره ی یخبندان (پلیستوسن - طی آن بخش بزرگی از نیمکره شمالی پوشیده از یخ بود) · دوره یخ · دوره یخبندان · یخ دوران
-
زمینچهره یخچالی
-
خاکهای یخرفتی
-
دوره یخ · دوره یخبندان · یخگیری
-
دریاچه یخچالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن