ترجمه "gland" به فارسی
غده, تراوگر, دشپل بهترین ترجمه های "gland" به فارسی هستند.
gland
noun
دستور زبان
(zoology) An organ that synthesizes a substance, such as hormones or breast milk, and releases it, often into the bloodstream (endocrine gland) or into cavities inside the body or its outer surface (exocrine gland). [..]
-
غده
nounorgan that synthesizes and secretes substance [..]
She's got a fever and swollen glands, she said.
می گه تب داره و غده هاش ورم کرده.
-
تراوگر
-
دشپل
-
ترجمه های کمتر
- مازوبار
- (مکانیک) آب بند کن (در لوله کشی)
- (گیاه شناسی - لایه ای از یاخته های گیاهی و یا اندام گیاهی که ماده ای ترشح می کند) اندام تراوشگر
- آب بند
- بلوط بار
- لایی گیر
- کلاهک آب بندی
- گلند (لوله)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gland " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gland"
عباراتی شبیه به "gland" با ترجمه به فارسی
-
غدد ابریشم
-
غدد بزاقی · غده بناگوشي
-
غدد پستانی · پستانها
-
غدد جلدي · غدد سباسه · غدد عرق · غدد عطري · غدد پوست
-
بيماريهاي غده بزاقي
-
غدد جلدي · غدد سباسه · غدد عرق · غدد عطري · غدد پوست
-
غده صنوبری
-
غدد آدرنال · غدد فوقکلیوی · قشر فوقكليوي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن