ترجمه "glanced" به فارسی

دیدن, نظر انداختن بهترین ترجمه های "glanced" به فارسی هستند.

glanced verb

Simple past tense and past participle of glance . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیدن

    verb

    Jean Valjean risked a glance round the corner of the street.

    ژان وال ژان نگاهش را اندکی برای دیدن قسمت بیرونی زاویه کوچه در خظر انداخت.

  • نظر انداختن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " glanced " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "glanced" با ترجمه به فارسی

  • (در مورد شمشیر و گلوله و غیره) به طور غیرعمود به چیزی خوردن و کمانه کردن یا منحرف شدن
  • رجوع شود به stibnite
  • (در مورد شمشیر یا گلوله یا هر نوع پرتابه) به طور غیر عمود یا یک وری به جسمی خوردن و کمانه کردن یا منحرف شدن (معمولابا off) · (معدن شناسی) هر یک از سنگ های معدنی براق و فلز مانند: سولفید نقره ی معدنی · از مدنظر گذارندن · برانداز · برانداز کردن · برق زدن · بسرعت نگاه کردن · به طور غیر مستقیم اشاره کردن به (معمولا با over یا at) · تابان بودن · تابندگی · تابیدن · تلمیح · درخشش · درخشیدن · زیرچشمی نگاه کردن · سنگ سرب · سولفید سرب معدنی · نظر · نظر اجمالی · نگاه · نگاه مختصر · نگاه کوتاه · چشم انداختن · چشم بر هم زدن
  • (در مورد شمشیر یا گلوله یا هر نوع پرتابه) به طور غیر عمود یا یک وری به جسمی خوردن و کمانه کردن یا منحرف شدن (معمولابا off) · (معدن شناسی) هر یک از سنگ های معدنی براق و فلز مانند: سولفید نقره ی معدنی · از مدنظر گذارندن · برانداز · برانداز کردن · برق زدن · بسرعت نگاه کردن · به طور غیر مستقیم اشاره کردن به (معمولا با over یا at) · تابان بودن · تابندگی · تابیدن · تلمیح · درخشش · درخشیدن · زیرچشمی نگاه کردن · سنگ سرب · سولفید سرب معدنی · نظر · نظر اجمالی · نگاه · نگاه مختصر · نگاه کوتاه · چشم انداختن · چشم بر هم زدن
اضافه کردن

ترجمه های "glanced" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه