ترجمه "glamour" به فارسی
طلسم, افسون, سحرآمیزی بهترین ترجمه های "glamour" به فارسی هستند.
glamour
verb
noun
دستور زبان
(countable) an item, motif, person, image that by association improves appearance [..]
-
طلسم
nounI'm Juni Swan now and always will be, even if you've disabled my glamour.
حالا من یونی سو ان هستم و همیشه خواهم بود، حتی اگه تو طلسم منو خنثی کنی.
-
افسون
nounAny more and I'll just have to glamour it out of you.
اگه بیشتر بگم مجبور میشم با افسون کردن از ذهنت پاکش کنم.
-
سحرآمیزی
-
ترجمه های کمتر
- دلفریبی
- (در اصل) جادو
- افسون کردن
- جذبه ی مسحور کننده
- فریبایی (ناشی از اسرار آمیزی و گریز پایی)
- مسحور شدن
- گیرایی سحر آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glamour " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "glamour" با ترجمه به فارسی
-
(سهام شرکت ها) سهم ممتاز · سهم پولساز
-
عکاسی گلامور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن