ترجمه "glaringly" به فارسی
اشکارا, بطورخیره, بطورنمایان بهترین ترجمه های "glaringly" به فارسی هستند.
glaringly
adverb
دستور زبان
In a glaring manner; so as to be highly visible or obvious; so as to attract notice or attention. [..]
-
اشکارا
-
بطورخیره
-
بطورنمایان
-
ترجمه های کمتر
- گستاخانه
- بی شرمانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glaringly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن