ترجمه "gleanings" به فارسی

دستاوردها, نکات, مطالب بهترین ترجمه های "gleanings" به فارسی هستند.

gleanings noun

Plural form of gleaning. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستاوردها

  • نکات

  • مطالب

  • ترجمه های کمتر

    • آنچه جمع آوری شده
    • باز یافته ها
    • خوشه چینی
    • گرد آورده ها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gleanings " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gleanings" با ترجمه به فارسی

  • از این سو و آن سو جمع شده، حاصل شده
  • (بقایای هر چیز را) گردآوری کردن · (در اصل) پس از درو بقایای غله را که روی زمین ریخته است جمع آوری کردن · خرد خرد جمع کردن · خوشه چینی کردن · درو کردن · دریافتن · پس مانده گرد آوردن · پساروب کردن · کاشف به عمل آوردن · کم کم گردآوری کردن
  • باقی · خوشه چینی · خوشهچینی · ریزه خوری · ریزه چینی · مانده درو
  • باقی · خوشه چینی · خوشهچینی · ریزه خوری · ریزه چینی · مانده درو
اضافه کردن

ترجمه های "gleanings" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه