ترجمه "gloating" به فارسی
خوشحالی, خوشی, شادی بهترین ترجمه های "gloating" به فارسی هستند.
gloating
noun
verb
دستور زبان
Present participle of gloat. [..]
-
خوشحالی
nounCome to have a good gloat?
اومدی خوشحالی تو به ما نشون بدی؟
-
خوشی
nounA normal person would be gloating.
یه آدم نرمال الآن باید از خوشی بالا و پایین به پره.
-
شادی
nounWell then, gloat over it! Gloat over it!
خوب، شادی کن، شادی کن! ...
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gloating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gloating" با ترجمه به فارسی
-
(از روی کینه یا انتقام) نگریستن · (از روی کینه یا طمع) نگاه کردن یا اندیشیدن · بانگ زدن · خوشحالی · خوشی · شادی · معنادار نگاه کردن · نگاه پیروزمندانه
-
(از روی کینه یا انتقام) نگریستن · (از روی کینه یا طمع) نگاه کردن یا اندیشیدن · بانگ زدن · خوشحالی · خوشی · شادی · معنادار نگاه کردن · نگاه پیروزمندانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن