ترجمه "glob" به فارسی
لخته, تکه, قطره بهترین ترجمه های "glob" به فارسی هستند.
glob
verb
noun
دستور زبان
A round, shapeless or amorphous lump, as of a semisolid substance. [..]
-
لخته
noun -
تکه
noun -
قطره
noun
-
ترجمه های کمتر
- کنجل
- چکه
- انبوه
- خاک
- تکه ابر سرگردان در آسمان
- ذره کوچک
- ضربه سنگین
- قطره ی کوچک
- قطعه ی گرد
- مقدار قابل توجه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glob " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "glob"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن