ترجمه "glomerate" به فارسی

توده, مجتمع, انباشته بهترین ترجمه های "glomerate" به فارسی هستند.

glomerate adjective verb دستور زبان

Gathered together in a roundish mass or dense cluster; conglomerate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توده

    noun
  • مجتمع

  • انباشته

  • ترجمه های کمتر

    • توده ی گرد
    • هم افزود
    • هم خوشه
    • گرد انباشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " glomerate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "glomerate" با ترجمه به فارسی

  • (به صورت توده ی کروی) انباشته شدگی · انباشتگی · هم افزودگی
اضافه کردن

ترجمه های "glomerate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه