ترجمه "gloss" به فارسی
جلا, تفسیر, براقی بهترین ترجمه های "gloss" به فارسی هستند.
gloss
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To make (something) attractive by deception [..]
-
جلا
nounoptical property describing the ability of a surface to reflect light in a specular direction
-
تفسیر
-
براقی
-
ترجمه های کمتر
- صیقل
- حاشیه
- تلالو
- سفرنگ
- فریبایی
- ویراستن
- حواشی
- (عیب را با آب و رنگ)پوشاندن
- براق کردن
- به طور غلط تفسیر کردن
- تحریف کردن
- توضیح وتفسیر کردن
- توضیح یا ترجمه ی متن (که بین سطور متن اصلی نگاشته می شود)
- جلا دادن
- حاشیه نویسی کردن
- صیقل زدن
- ظاهر خوب (و گول زننده)
- فریبا کردن
- مخفف : glossary
- مخفف : lip gloss
- واژه نامه
- ویرایش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gloss " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gloss
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Gloss" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gloss در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "gloss"
عباراتی شبیه به "gloss" با ترجمه به فارسی
-
بهینه ساز براقی
-
زیرسبیلی رد کردن چیزی، حرف نزدن یا نپرداختن درباره چیزی که ناخوشایند است، بیخیال شدن موضوعی، احتراز کردن از چیزی، از کنار بحث ناجور رد شدن · ماست مالی کردن
-
(آرایش زنان) برق لب · لب چرب کن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن