ترجمه "glossiness" به فارسی
جلا, براقی, خوش نمایی بهترین ترجمه های "glossiness" به فارسی هستند.
glossiness
noun
دستور زبان
The state of being glossy. [..]
-
جلا
noun -
براقی
from floor to ceiling, lined, or rather papered with a glistening white membrane, glossy as bridal satins.
از کف تا سقف را آستر یا کاغذی از غشاء سفید براقی که مانند ابریشم عرسوان درخشان است پوشانده است.
-
خوش نمایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glossiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "glossiness" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) مجله ی مبتذل · (عکاسی) عکس فوری · بازتابگر · براق · جلادار · خوش ظاهر · خوش نما (ولی بد اصل) · صاف · صیقلی · عکس براق · فریبا · مجله ی پرزرق و برق (که روی کاغذ براق چاپ می شود) · پر زرق وبرق · پرداخت شده
-
(عامیانه) مجله ی مبتذل · (عکاسی) عکس فوری · بازتابگر · براق · جلادار · خوش ظاهر · خوش نما (ولی بد اصل) · صاف · صیقلی · عکس براق · فریبا · مجله ی پرزرق و برق (که روی کاغذ براق چاپ می شود) · پر زرق وبرق · پرداخت شده
-
(عامیانه) مجله ی مبتذل · (عکاسی) عکس فوری · بازتابگر · براق · جلادار · خوش ظاهر · خوش نما (ولی بد اصل) · صاف · صیقلی · عکس براق · فریبا · مجله ی پرزرق و برق (که روی کاغذ براق چاپ می شود) · پر زرق وبرق · پرداخت شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن