ترجمه "glossographer" به فارسی
حواشی نویس, فهرست نویس, نویسنده ی فهرست واژه های دشوار بهترین ترجمه های "glossographer" به فارسی هستند.
glossographer
noun
دستور زبان
a writer of a glossary; a commentator
-
حواشی نویس
-
فهرست نویس
-
نویسنده ی فهرست واژه های دشوار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glossographer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن