ترجمه "glowing" به فارسی
برافروخته, تاب امده, تابان بهترین ترجمه های "glowing" به فارسی هستند.
glowing
adjective
verb
noun
دستور زبان
Present participle of glow. [..]
-
برافروخته
the still glowing west promised so fairly another fine day on the morrow;
افق غرب که هنوز برافروخته بود برای فردا روز نسبتاً خوب دیگری را نوید میداد.
-
تاب امده
-
تابان
adjectiveNothing that would keep her inside on a sunny day like my glowing sparkle.
چیزی نبود که مانند تلألوهای تابان من بتواند او در یک روز آفتابی درون خانه نگه دارد.
-
ترجمه های کمتر
- تابنده
- تشعشع
- تفته، تافته، تابان
- داغ
- فروزان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glowing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "glowing" با ترجمه به فارسی
-
(بدون شعله) نور دادن · (در مورد انسان ها) سرخ شدن · برافروخته شدن · تابش · تابناک شدن · تابناکی · تابيدن · تب و تاب · تشعشع · در اثر گرما نور دادن (مثل سیمهای بخاری برقی یا لامپ الکتریکی) · درخشش · سرخی و طراوت پوست انسان · سوز و گداز · سوسو · فروز · قرمز شدن · نور (در اثر گرما) · نگاه سوزان · گرما دادن · گرمی
-
(گیاه شناسی) گل پنج هزاری ساقه بلند (Rudbeckia laciniata - بومی آمریکا)
-
رجوع شود به discharge tube
اضافه کردن مثال
اضافه کردن