ترجمه "glutton" به فارسی
دله, شکمو, اکول بهترین ترجمه های "glutton" به فارسی هستند.
glutton
adjective
verb
noun
دستور زبان
gluttonous; greedy; gormandizing. [..]
-
دله
nounglutton and gormandiser that thou art?
تو عجب دله شکمویی هستی!
-
شکمو
You'll turn me into a glutton.
تو منو هم شکمو ميکني
-
اکول
noun
-
ترجمه های کمتر
- شکمباره
- آدم پر خور
- دارای علاقه یا ظرفیت زیاد برای کاری
- رجوع شود به wolverine
- شکم پرست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glutton " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "glutton" با ترجمه به فارسی
-
حریص · شکم پرست · پرخور
-
پر خوردن · پرخوردن · پرخوری کردن
-
ازروی پرخوری · بدلگی · حریصانه · پرخورانه
-
خوره کار سخت بودن · سرش درد می کنه واسه دردسر
-
حریص · شکم پرست · پرخور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن