ترجمه "gluttonous" به فارسی
پرخور, حریص, شکم پرست بهترین ترجمه های "gluttonous" به فارسی هستند.
gluttonous
adjective
دستور زبان
Given to excessive eating; prone to overeating. [..]
-
پرخور
If only I had been a glutton now, a club gourmand, but you see I can eat this.
کاش لااقل پرخور بودم یا از غذاهای مهمانخانههای بزرگ لذت میبردم؛ اما من چه میتوانمبخورم!
-
حریص
adjective -
شکم پرست
Have done, thou glutton, said Don Quixote;
دن کیشوت گفت: خفه شو، ای شکم پرست دله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gluttonous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gluttonous" با ترجمه به فارسی
-
پر خوردن · پرخوردن · پرخوری کردن
-
آدم پر خور · اکول · دارای علاقه یا ظرفیت زیاد برای کاری · دله · رجوع شود به wolverine · شکم پرست · شکمباره · شکمو
-
ازروی پرخوری · بدلگی · حریصانه · پرخورانه
-
خوره کار سخت بودن · سرش درد می کنه واسه دردسر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن