ترجمه "gluttony" به فارسی
پرخوری, ژرد, شکم پرستی بهترین ترجمه های "gluttony" به فارسی هستند.
gluttony
noun
دستور زبان
The vice of eating to excess. [..]
-
پرخوری
the vice of eating to excess
For example, obesity may be a sign of gluttony, but that is not always the case.
برای مثال، چاقی بیش از حد ممکن است نشانهٔ پرخوری محسوب شود.
-
ژرد
the vice of eating to excess
-
شکم پرستی
noun3 Strengthens resistance to gluttony; helps open a person to God's grace.
3 قوی شدن در مقابل شکم پرستی؛ کمک به نزدیک شدن به خدا
-
ترجمه های کمتر
- شکمبارگی
- حرص
- شکموین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gluttony " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن