ترجمه "gnarl" به فارسی

گره, غریدن, خروشیدن بهترین ترجمه های "gnarl" به فارسی هستند.

gnarl verb noun دستور زبان

something resembling a knot in wood, such as in stone or limbs. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گره

    noun

    Neither gnarled fingers nor old scars nor old doubts and sorrows were any of them in evidence now.

    از انگشنان گره دار و بر آمدگیها و بیاعتمادیها و اندهان پیری هیچ اثری مشهود نبود.

  • غریدن

  • خروشیدن

  • ترجمه های کمتر

    • (تنه ی درخت یاساقه ی گیاه)
    • دندان قروچه کردن
    • قلمبه دار شدن
    • قلمبه شدگی
    • پینه بستن
    • گره دار شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gnarl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "gnarl"

عباراتی شبیه به "gnarl" با ترجمه به فارسی

  • ازدحام کرده · بدخلق · بدعنق · ترشرو (gnarly هم می گویند) · زبر و پینه زده (مثل دستان برخی پیرمردان روستایی) · گره دار و پیچ خورده (مثل تنه ی درخت کهن)
اضافه کردن

ترجمه های "gnarl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه