ترجمه "gnash" به فارسی
ساییدن, (با ساییدن دندان هابه هم) گاز گرفتن, (به واسطه ی خشم یا درد) دندان ها را به هم ساییدن بهترین ترجمه های "gnash" به فارسی هستند.
gnash
verb
دستور زبان
To grind one's teeth in pain or in anger. [..]
-
ساییدن
Verbto grind one's teeth in pain or in anger
The 3 gnashing mouths are symbolic of how effectively the plague ate through the population.
سه دهان در حال ساییدن نماد این هستند که طاعون چقدر مؤثر جمعیت را فروخورد
-
(با ساییدن دندان هابه هم) گاز گرفتن
-
(به واسطه ی خشم یا درد) دندان ها را به هم ساییدن
-
ترجمه های کمتر
- به هم فشردن دندان ها
- بهم فشردن
- دندان به هم کوفتن
- دندان سایش
- دندان سایی
- دندان قروچه
- دندان قروچه کردن
- سودن دندان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gnash " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن