ترجمه "gnaw" به فارسی
خاییدن, خوردن, خسیدن بهترین ترجمه های "gnaw" به فارسی هستند.
gnaw
verb
دستور زبان
(transitive) To bite something persistently. [..]
-
خاییدن
verbto bite something persistently
which frequently gnaw the bars, and sometimes the keepers also.
برای خاییدن و دریدن در و دیوار محبس و زندانبان
-
خوردن
verb -
خسیدن
to bite something persistently
-
ترجمه های کمتر
- جویدن
- فرسودن
- پوساندن
- با دندان قطعه قطعه بریدن و جویدن (مثل برخی درندگان)
- خوردن (فلزات و غیره)
- موش وار جویدن
- گاز گاز کردن
- گاز گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gnaw " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن