ترجمه "goldbricking" به فارسی
سربازی, زندگی سربازی بهترین ترجمه های "goldbricking" به فارسی هستند.
goldbricking
verb
noun
Present participle of goldbrick. [..]
-
سربازی
noun -
زندگی سربازی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " goldbricking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "goldbricking" با ترجمه به فارسی
-
(خودمانی - نظام وظیفه) سرباز از زیر کار دررو · (عامیانه) آجر طلای مصنوعی (که در کلاهبرداری به کار می رود) · بیکاره · تقلب کردن · طعمه کردن · فریب دادن · قربانی کردن · چیز بی ارزش (که برای کلاهبرداری پرارزش و اصیل قلمداد می شود) · چیز قلابی · کلاهبرداری کردن · گول زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن