ترجمه "golden" به فارسی

طلایی, زرین, طلا بهترین ترجمه های "golden" به فارسی هستند.

golden adjective verb دستور زبان

Made of, or relating to, gold. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طلایی

    adjective

    made of, or relating to, gold [..]

    He smoothed his fair hair just a few shades lighter than his golden eyes and he laughed.

    دستی به موهای بورش کشید که فقط چند درجه از چشمهای طلایی او روشن تر بود و خندید.

  • زرین

    noun

    made of, or relating to, gold

    The thin rays of the sun trembled like golden ribbons in the thick, odorous atmosphere.

    اشعهءنازکی از آفتاب مانند روبانهای زرین در هوا آویزان بود.

  • طلا

    noun

    I'll give you a golden guinea for a noggin.

    یک نویدنی به من بده، یک قطعه طلا از من بگیر!

  • ترجمه های کمتر

    • طلایی رنگ
    • مطلا
    • عالی
    • زرد
    • بدیع
    • خوشبخت
    • طلادار
    • پرقیمت
    • ییالط
    • گیرا
    • موفق
    • (آواز و صدا) گرم و دلکش
    • خوش شانس
    • خوش یمن
    • روز آرام
    • پر افتخار
    • پر رونق
    • پنجاهمین سالگرد
    • کم نظیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " golden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Golden proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Golden" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Golden در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "golden"

عباراتی شبیه به "golden" با ترجمه به فارسی

  • گنجشک کاکلزری
  • (گیاه شناسی - آمریکا) گیاهان تیره ی کاسنی (جنس Chrysopsis)
  • اردوی طلایی (قشون های مغول که در 7321 میلادی به اروپا حمله کردند و دویست سال بر روسیه استیلا داشتند)
  • (اساطیر یونان) پشم طلایی (که در بیشه ی مقدسی در ((کولکیس)) آویخته بود و جاسون Jason و پهلوانان آرگونات آن را ربودند) · پشم زرین
  • پشم زرین
  • اسپیرال طلائی
  • (عامیانه) چتر نجات طلایی (پاداش خاتمه خدمت که به برخی از مدیران شرکت هایی که توسط شرکت دیگری تصاحب شده اند داده می شود تا آنها را راضی روانه کنند) · (پول) راضی کن · باج سبیل مدیران ارشد
  • جولای گردنطلایی
اضافه کردن

ترجمه های "golden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه