ترجمه "good-looking" به فارسی

خوشقیافه, خوشچهره, قشنگ بهترین ترجمه های "good-looking" به فارسی هستند.

good-looking adjective دستور زبان

physically attractive (of a person) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوشقیافه

    attractive

    He's not even good looking! she muttered angrily, glaring at Krum's sharp profile.

    هرمیون به نیم رخ کرام چپ چپ نگاه کرد و گفت: اگه یه ذره خوشقیافه بود دلم نمیسوخت.

  • خوشچهره

    attractive

  • قشنگ

    adjective

    I don't care two pins about her good looks.

    چه کار دارم که قشنگ هست یا نیست.

  • ترجمه های کمتر

    • خوش تیپ
    • خوش سیما
    • خوش ظاهر
    • خوش قیافه
    • خوشگل
    • زیبا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " good-looking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "good-looking" با ترجمه به فارسی

  • خوش سیمایی · خوش قیافگی · زیبایی · قشنگی
اضافه کردن

ترجمه های "good-looking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه