ترجمه "good-tempered" به فارسی

آرام, خوش اخلاق, خوش خلق بهترین ترجمه های "good-tempered" به فارسی هستند.

good-tempered adjective دستور زبان

Not easily irritated; affable [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرام

    adjective

    On the contrary he was bright and good tempered.

    بلکه برعکس قیافهای آرام و بشاش دارد.

  • خوش اخلاق

  • خوش خلق

    but the lovely curves of her face looked good tempered enough without smiling.

    اما چهرهی زیبایش بی لبخند هم خوش خلق مینمود.

  • ترجمه های کمتر

    • خوش قلب
    • دوست داشتنی
    • دیر خشم
    • ملایم
    • پاکدل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " good-tempered " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "good-tempered" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "good-tempered" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه