ترجمه "gorge" به فارسی
گلو, گلوگاه, لمباندن بهترین ترجمه های "gorge" به فارسی هستند.
gorge
Verb
verb
noun
adjective
دستور زبان
A deep narrow passage with steep rocky sides; a ravine. [..]
-
گلو
noungullet
-
گلوگاه
noundeep passage
like the unabated Hudson, when that noble Northman flows narrowly, but unfathomably through the Highland gorge.
مثل رودخانه هود سن که از حجم آن نکاسته و هنگام عبور از گلوگاه هایلند عرض آن بسیار کم اما عمق آن بسیار زیاد است.
-
لمباندن
verbto eat greedily
-
ترجمه های کمتر
- حلق
- گردنه
- تلماسه
- تنگدره
- تنگراه
- تپاندن
- گدوک
- گدار
- دربند
- مری
- بازه
- نای
- (در استحکامات) در پشت
- احساس خشم و تنفر
- اشباع شدن
- اقناع شدن
- با حرص و ولع خوردن
- باریکه ی بین دو کوه
- باولع بلعیدن
- خوراک شکم پرکن
- شکم بازشکاری
- شکم هر حیوان یا انسان پرخور و حریص
- شکمی از عزا درآوردن
- محتویات شکم
- مدخل عقب
- پر خوردن
- پر خوردی کردن
- پر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gorge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gorge
proper
A male given name
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Gorge" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gorge در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "gorge"
عباراتی شبیه به "gorge" با ترجمه به فارسی
-
تنگهها · ژرفدرهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن