ترجمه "gorges" به فارسی
تنگهها, ژرفدرهها بهترین ترجمه های "gorges" به فارسی هستند.
gorges
verb
noun
Third-person singular simple present indicative form of gorge. [..]
-
تنگهها
-
ژرفدرهها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gorges " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gorges" با ترجمه به فارسی
-
(در استحکامات) در پشت · احساس خشم و تنفر · اشباع شدن · اقناع شدن · با حرص و ولع خوردن · باریکه ی بین دو کوه · بازه · باولع بلعیدن · تلماسه · تنگدره · تنگراه · تپاندن · حلق · خوراک شکم پرکن · دربند · شکم بازشکاری · شکم هر حیوان یا انسان پرخور و حریص · شکمی از عزا درآوردن · لمباندن · محتویات شکم · مدخل عقب · مری · نای · پر خوردن · پر خوردی کردن · پر کردن · گدار · گدوک · گردنه · گلو · گلوگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن