ترجمه "graceful" به فارسی

باوقار, زیبا, دلپذير بهترین ترجمه های "graceful" به فارسی هستند.

graceful adjective دستور زبان

Having or showing grace in movement, shape, or proportion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باوقار

    adjective

    showing grace

    Holding his hostess' hand, he made her a graceful

    دست خانم میزبان را در دست گرفته نطقی باوقار

  • زیبا

    adjective

    She began a slow, graceful dance down the staircase.

    خرامان آرام و زیبا شروع به پایین رفتن از پلهها کرد.

  • دلپذير

  • ترجمه های کمتر

    • متین
    • دلپذیر
    • موزون
    • طناز
    • موقر
    • رشیق، کشیده قامت
    • دلربا
    • رعنا
    • باظرافت
    • خوشایند
    • زیبنده
    • مودبانه
    • با وقار
    • خوش ترکیب
    • خوش ریخت
    • پر لطف
    • پر موهبت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " graceful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "graceful" با ترجمه به فارسی

  • حداکثر دیر کرد در پرداخت · ضرب الاجل · مهلت اضافی (جهت پرداخت کرایه یا قرض یا قسط و غیره) · مهلت اعتباری · مهلت پرداخت
  • (به سلامتی دیگران) نوشیدن · (سر میز شام) جامی که در پایان خوراک دست به دست می گردد و هر کس از آن جرعه ای به سلامتی دیگران می نوشد · جرعه ی وداع · نوش · گیلاس آخری
  • مهلت اضافی
  • مهلت واریز
  • درصد ارفاقی (درصدی که مدیر عامل معمولاً به صورت استثنا در نظر میگیرد).
  • پیتای زیبا
  • خوش اندامی · رعنایی · زیبایی · نزاکت
  • مقدار فراتر از اعتبار (ارفاقی)
اضافه کردن

ترجمه های "graceful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه