ترجمه "gracefulness" به فارسی
زیبایی, رعنایی, نزاکت بهترین ترجمه های "gracefulness" به فارسی هستند.
gracefulness
noun
دستور زبان
The state of being graceful [..]
-
زیبایی
nounIt was a miracle of charm, grace, and pity.
معجزه زیبایی، لطافت و طنّازی و ترّحم بود.
-
رعنایی
-
نزاکت
I find myself compelled to show you some grace.
من خودمو مجبور حس کردم که کمي نزاکت بهت نشون بدم.
-
خوش اندامی
They considered the feminine graces unbecoming and looked the same whether they were old or young.
این عده مردم برازندگی و خوش اندامی زنانگی را زشت و ناپسند میدانستند و همهشان چه پیر و چه جوان یک شکل بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gracefulness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gracefulness" با ترجمه به فارسی
-
حداکثر دیر کرد در پرداخت · ضرب الاجل · مهلت اضافی (جهت پرداخت کرایه یا قرض یا قسط و غیره) · مهلت اعتباری · مهلت پرداخت
-
(به سلامتی دیگران) نوشیدن · (سر میز شام) جامی که در پایان خوراک دست به دست می گردد و هر کس از آن جرعه ای به سلامتی دیگران می نوشد · جرعه ی وداع · نوش · گیلاس آخری
-
مهلت اضافی
-
با وقار · باظرافت · باوقار · خوش ترکیب · خوش ریخت · خوشایند · دلربا · دلپذير · دلپذیر · رشیق، کشیده قامت · رعنا · زیبا · زیبنده · طناز · متین · مودبانه · موزون · موقر · پر لطف · پر موهبت
-
مهلت واریز
-
درصد ارفاقی (درصدی که مدیر عامل معمولاً به صورت استثنا در نظر میگیرد).
-
پیتای زیبا
-
مقدار فراتر از اعتبار (ارفاقی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن