ترجمه "gracious" به فارسی
بخشنده, مهربان, رئوف بهترین ترجمه های "gracious" به فارسی هستند.
gracious
adjective
interjection
دستور زبان
kind and warmly courteous [..]
-
بخشنده
indulgent [..]
Your gracious Majesty, thank you!
ای بانو بخشنده ، ازتون ممنونیم!
-
مهربان
adjectivekind and warmly courteous
I grieve that my waning strength prevents rejoicing in the sight of your most gracious presence.
بسیار متأسفم که ضعف روز افزون من نمیگذارد تا از فیض دیدار امپراطور مهربان بهرهمند شوم.
-
رئوف
isn't she being too gracious?
اون زیادی رئوف نیست؟
-
ترجمه های کمتر
- دلپذير
- بزرگوارانه
- متین
- باوقار
- اشرافی
- فیاض، کریمانه
- دلسوز
- باگذشت
- رعنا
- زیبنده
- مودبانه
- (حرف ندا به علامت تعجب) عجب !
- (خداوند) رحیم
- از سر لطف
- با ادب
- بزرگ منشانه
- دل رحیم
- ضعیف نواز
- مهربان نسبت به زیردستان
- مهربان و جذاب
- نه بابا!
- پر تجمل
- پر ترحم
- پر رفاه
- پر سلیقه
- پر ناز و نعمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gracious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن