ترجمه "gradational" به فارسی
مبنی برانتقال تدریجی, مربوط به درجه بندی بهترین ترجمه های "gradational" به فارسی هستند.
gradational
adjective
دستور زبان
By regular steps or gradations. [..]
-
مبنی برانتقال تدریجی
-
مربوط به درجه بندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gradational " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gradational" با ترجمه به فارسی
-
(رفتن تدریجی) از مرحله ای به مرحله دیگر · (زبان شناسی) رجوع شود به vowel gradation( ablaut هم می گویند) · (زمین شناسی) مسطح شدگی (در اثر فرسایش بلندی ها و رسوب درگودی ها) · انتقال تدریجی · تبدیل تدریجی از یک رنگ به رنگ دیگر · ترازسازی · حد فاصل دو رنگ · درجه · درجه بندى · درجه بندی · دگرگونی تدریجی · رتبه · زینه · زینه بندی · طبقه بندی · مدرج سازی · همواری · پایه · پله پله سازی · پلکانی، پله پله
-
تشکیک
-
(به تدریج و به طور غیر محسوس) دگرگون شدن یا کردن · تغییر رنگ دادن · مخلوط کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن