ترجمه "graded" به فارسی
مدرج, مشکک, نمره دار بهترین ترجمه های "graded" به فارسی هستند.
graded
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of grade. [..]
-
مدرج
It had the same long regularly graded retreating slope from above the brows, which were likewise very projecting
از بالای جبین همان شیب مرتب و مدرج را رو به عقب داشت و جبین او نیز بسیار برجسته بود
-
مشکک
اصطلاحی است فلسفی به معنای دارای مراتب بودن یک چیز. مثلا نور مشکک است زیرا مراتب مختلفی از ضعیف تا قوی دارد. یا خود هستی و وجود مشکک است زیرا دارای مراتب مختلفی است.
-
نمره دار
If he has a football career, he doesn't need grades.
اگه يه فوتباليست حرفه اي بشه نيازي ديگه به نمره نداره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " graded " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "graded" با ترجمه به فارسی
-
خط تراز هیدرولیکی
-
کارمندان دون پایه
-
تنزل رتبه
-
(آمریکا) مدرسه ی ابتدایی · دبستان (elementary school هم می گویند)
-
(آمریکا-راه آهن) تقاطع دو خط آهن هم تراز · تقاطع راه آهن · تقاطع راه آهن با جاده ی هم سطح با آن · تقاطع شاهراه
-
کنترل گروه شغلی
-
درجه
-
کارگر درجه یک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن