ترجمه "grading" به فارسی
درجهبندیکردن, تراز بندی, مرتبسازي بهترین ترجمه های "grading" به فارسی هستند.
grading
noun
verb
دستور زبان
Present participle of grade. [..]
-
درجهبندیکردن
-
تراز بندی
-
مرتبسازي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grading " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "grading" با ترجمه به فارسی
-
خط تراز هیدرولیکی
-
کارمندان دون پایه
-
تنزل رتبه
-
(آمریکا) مدرسه ی ابتدایی · دبستان (elementary school هم می گویند)
-
(آمریکا-راه آهن) تقاطع دو خط آهن هم تراز · تقاطع راه آهن · تقاطع راه آهن با جاده ی هم سطح با آن · تقاطع شاهراه
-
کنترل گروه شغلی
-
درجه
-
کارگر درجه یک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن