ترجمه "graduate" به فارسی

فارغالتحصیل, فارغالتحصیل شدن, فارغ التحصیل بهترین ترجمه های "graduate" به فارسی هستند.

graduate adjective verb noun دستور زبان

A person who is recognized by a university as having completed the requirements of a degree studied at the institution [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فارغالتحصیل

    noun

    from a university

    You're going to graduate from high school and do something with your life.

    باید از دبیرستان فارغالتحصیل به شی و با زند گیت کاری کنی.

  • فارغالتحصیل شدن

    verb

    to be recognized by a university as having completed the requirements of a degree

    Although the date did not correspond exactly to the anniversary of his graduation

    البته تاریخ با تاریخ واقعی فارغالتحصیل شدن شوهرش دقیقاً وفق نمیداد،

  • فارغ التحصیل

    noun

    What are you going to do when you graduate?

    وقتی فارغ التحصیل شدی می خواهی چه کنی؟

  • ترجمه های کمتر

    • دیپلمه
    • فرهیخته
    • (بطری یا لوله) مدرج
    • تصاعدی کردن
    • دارای جواز
    • دارای گواهینامه
    • دانش آموخته
    • درجه بندی کردن
    • درجه به درجه تغییر کردن
    • درجه گرفتن
    • دوره ای را تمام کردن (در دانشگاه)
    • صاحب درجه
    • فارغ التحصیل شدن
    • فارغ التحصیل کردن یا شدن
    • مدرج کردن
    • وابسته به دوره های بالاتر از لیسانس
    • کسی که دوره ای را تمام کرده است
    • کلاسه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " graduate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Graduate
+ اضافه کردن

"Graduate" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Graduate در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "graduate"

عباراتی شبیه به "graduate" با ترجمه به فارسی

  • (آموزش) فراغت از تحصیل · (بطری و لوله ی شیشه ای و غیره) مدرج سازی · اغاز · انتقال تدریجی · جشن فارغ التحصیلی · دانشآموختگی · درجه · دسته دسته سازی · زینه بندی · طبقه بندی · فارغ التحصیلی · مراسم پایان تحصیل · پایان تحصیلات
  • استوانه مدرج
  • اغاز
  • فارغ التحصیل شدن
  • خط تقسیم کن · درجه گذار
  • تحصيلات تكميلى · کالج دکترا
  • تحصيلات تكميلى · کالج دکترا
  • (آموزش) فراغت از تحصیل · (بطری و لوله ی شیشه ای و غیره) مدرج سازی · اغاز · انتقال تدریجی · جشن فارغ التحصیلی · دانشآموختگی · درجه · دسته دسته سازی · زینه بندی · طبقه بندی · فارغ التحصیلی · مراسم پایان تحصیل · پایان تحصیلات
اضافه کردن

ترجمه های "graduate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه