ترجمه "graft" به فارسی
پیوند زدن, رشوه, قلمه بهترین ترجمه های "graft" به فارسی هستند.
graft
verb
noun
دستور زبان
(countable) A small shoot or scion of a tree inserted in another tree, the stock of which is to support and nourish it. The two unite and become one tree, but the graft determines the kind of fruit. [..]
-
پیوند زدن
verbto implant to form an organic union [..]
Once, sir, when I was grafting a rose tree
یک بار مشغول پیوند زدن درختی بودم.
-
رشوه
nounand some day the superintendent would find out about the boss, and then he would graft off the boss.
آنگاه او هم از آن سرکارگر رشوه میگیرد.
-
قلمه
nounthrough grafting or random mutagenesis.
با قلمه یا جهش تصادفی، تغییرات ژنتیکی مهم نیست.
-
ترجمه های کمتر
- پیوند
- اختلاس
- رشوه خواری
- ارتشا
- بلکفت
- پیوندگاه
- سواستفاده
- پاره
- (جراحی) پیوند زدن پوست یا استخوان یا عضوی از بدن یک نفر به نفر دیگر (یا از یک جای بدن به جای دیگر)
- (گیاه شناسی) پیوند زدن
- اختلاس کردن
- باج سبیل
- به هم پیوستن
- تلفیق کردن
- جای پیوند
- جفت کردن
- حق حساب گرفتن
- حق و حساب
- سو استفاده ی مالی
- عضو پیوند شده
- پیوند بافت
- گیاه پیوندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " graft " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "graft" با ترجمه به فارسی
-
پیازهای پیوندی
-
خويشاوندي پايه-پيوندك · روابط ميانپايه-پيوندك · سازگاري پايه · سازگاری پیوند · ناسازگاري پيوند
-
جراحی کنارگذر شریان کرنری
-
خويشاوندي پايه-پيوندك · روابط ميانپايه-پيوندك · سازگاري پايه · سازگاری پیوند · ناسازگاري پيوند
-
ابزارآلات پيوندزني · ابزارهای پیوندزنی · تجهيزات پيوندزني
-
پیوند پوست
-
پیوندزنی آندوسپرم
-
(جراحی) پیوند پوست · گرافت پوست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن