ترجمه "grammarian" به فارسی
نحوی, دستورنویس, زباندان بهترین ترجمه های "grammarian" به فارسی هستند.
grammarian
noun
دستور زبان
a person who studies grammar [..]
-
نحوی
person who studies grammar
The most prominent man in Greece for fifty years was that grammarian Philetas
قابلملاحظهترین مرد یونان در مدت پنجاه سال همان فیل تاس نحوی بود،
-
دستورنویس
-
زباندان
person with an extensive knowledge of grammar
-
ترجمه های کمتر
- متخصص صرف و نحو
- ویژه گر دستور زبان
- گرامر دان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grammarian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن