ترجمه "gramps" به فارسی

پدربزرگ, (عامیانه) مخفف : پدر بزرگ, پدر بزرگ بهترین ترجمه های "gramps" به فارسی هستند.

gramps noun دستور زبان

(colloquial, humorous) Grandpa, grandfather. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پدربزرگ

    noun

    I think that Gramps would like to have a viking funeral.

    فکر کنم پدربزرگ دوست داشت یه مراسم ختم وایکینگی داشته باشه

  • (عامیانه) مخفف : پدر بزرگ

  • پدر بزرگ

    noun

    there is not much time left. excuse me, gramps, i was not here

    زمان کمه. منو ببخش ، پدر بزرگ ، منو ببخش که اينجا نبودم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gramps " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "gramps" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه